ziaie1

ziaie1

۱۴۰۴ دی ۲۷, شنبه

 استعمار؛ با زور، زر وتزویر است که بدرون ملت ها ودولت ها راه پیدا می کند

شاید بتوان با یک قرار داد ویا پیمان صلح و آن هم با تأمین خواسته های نا مشروع وتحمیلی؛ آزادی هزاران جنایت کارجنگی که دست هریکی از آن ها به خون صدها مردم مظلوم، پولیس واردوی ملی آغشته است؛ تمکین دربرابر امتیاز طلبی های گستردۀ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی وقبول همۀ مقاصد واهداف دشمنان قسم خورده؛ یک بینی خمیری برای خود جورکرد؛ اما تا زمانی که در کشوریک نظام قانونگزاری، سیاسی، قضایی، اقتصادی، اجتماعی، دفاعی و امنیتی مستقل وغیر وابسته حاکم نگردد، غیر ممکن خواهد بود تا به دردها و آلام، مصایب و بدبختی ها، هجرت وآواره گی ها پایان داد ودر این کشور امن وامان، آرامش وآسایش به ارمغان آورد.
زمانی که برخی ازقدرت های استعماری غربی، پس از استعمال قدرت نهایی، بازهم با مقاومت ملت ها وجوامع زیرسلطه روبرو گردیده وقادربه ادامه سیطرۀ خود برمستعمرات نشدند، به این نتیجه رسیدند تا ازبین مردم آن سرزمین ها، مهره های وفادار، آموزش دیده وتربیت شده گان وابسته ومورد اعتماد خود را در رهبری آن سرزمین ها ( مستعمرات ) قرارداده تا اگرسلطۀ مستقیم شان مقدور ومیسر نیست؛ بصورت غیرمستقیم وغیر ملموس، دراداره ورهبری آن سرزمین ها نقش ایفا نموده واهداف طویل المدت خود را درآن مناطق وسرزمین ها، عملی وبه منصۀ عمل درآورند.
دربین این قدرت ها، دو قدرت نوظهور چین وشوروی که پس ازجنگ های اول و دوم جهانی، سرزمین های وسیع ( آسیا واروپا ) را تازه تحت سلطۀ خود در آورده بودند، به این وسوسه افتادند، تا اهداف استعماری خود را با یک تئوری مدون که ازمارکس وانگلز کوپی کرده و توسط لنین ( مارکسیزم- لنینزم ) به منصۀ اجرا درآورده بودند، راه خود را به سوی ملت ها، جوامع، سرزمین ها وقاره های دیگر نیز باز نموده و به توسعه طلبی وکشورگشایی ادامه دهند. با وجود آن که خود به هزاران معضله اجتماعی، اقتصادی و... روبرو بوده و قادربه این نگردیده بودند تا احتیاجات و نیازمندی های جوامع تحت سلطۀ خود را تأمین و برطرف کنند؛ اما دغدغۀ توسعه طلبی و کشور گشایی باعث آن شد تا روبل روسی را به پیمانۀ وسیع وارد کشورهای مورد نظر و از جمله افغانستان کنند. به این روبل روسی که ظاهراً با طرح های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ونظامی، وجهۀ قانونی و خیر خواهانه و انسانی داده شد ودر عمل نه تنها هیچ مخالفت و ممانعتی با آن صورت نگرفت، بلکه از آن ا ستقبال هم بعمل آمد، مقدمات مداخله شوروی درافغانستان فراهم گردید و اولین شکار آن داؤد نا عاقبت اندیش بود که فکر می کرد افغانستان را با آن آباد خواهد ساخت.
درکشوری که دسته جات، گروه ها، احزاب ورژیم هایش همانند سایر مصنوعات خارجی، ساختۀ دست کشورهای خارجی، ووارداتی است وهمانند همه چیزش ساخته وپرداختۀ دست خارج است، مشخص است که باید دردام توطئه ها، دسایس وطرح های شیطانی قرارگرفته و بدامن این وآن سقوط کند.
از زمانی که روبل روسی و سپس کلدارپاکستانی وپس از آن تومان ایرانی ودرنهایت دالر امریکایی تحت عناوین طرح های عمرانی، اقتصادی، نظامی ویا هم زیرعنوان حمایت ازمبارزه و مقاومت مردم افغانستان دربرابر قوای شوروی وارد کشورگردید، ازآن زمان احساس می گردید که کشوربه یک پرتگاه هولناکی روبرو است.
کشوری که فقروفاقه، بیماری ومرض، بیکاری وبی سرنوشتی، اختطاف وترور، انفجار وانتحار، آن را به انهدام کامل مواجه ساخته است وافراد عادی قادر به ادامۀ حیات نیستند، ومردمش درطی چهاردهه سیل آسا راه فرار از کشور را درپیش گرفته و هر روز تعداد آواره گان افزایش می یابد، اما با وجود این اوضاع واحوال درد آور؛ افرادی را می بینیم که نه تنها به غارت دارایی های عامه، کمک های اهدایی به یتیمان، بیوه زنان، بیماران کرونائی وخانواده های نیازمند ودرمانده بسنده نکرده، هرگاه به سفری رهسپارمی گردند ویا درداخل کشوربا یک سفیر، نمایندۀ خارجی ملاقات می کنند، با ارقام نجومی که دریافت می کنند، نه تنها به خرید ملک وزمین وخانه وبلند منزل ها ومجتمع های مسکونی وتأسیس شرکت های بزرگ در داخل کشور مبادرت می ورزند بلکه با سرمایه گزاری درخارج ازکشور، ازسرمایه داران بزرگ خارجی به حساب می آیند. مِلک وجایدای که با یک چشم به هم زدن ویک شبه صاحب می گردند.
یکی ازمعامله گران بزرگ، مقربان و دست بوسان کرزی و مجددی می نویسد: نمایندۀ فلان کشورخارجی برای من و یکی از فلانی صاحبان چند ملیون دالربرای تائید یک ... پیش کش کرد که من قبول نکردم اما فلانی صاحب آنرا قبول کردند.
هرگاه این روابط و پیوندها و این زد و بندها ومعاملات و این بده - بستان های پنهانی و علنی، آن هم درشرایطی که دوست ودشمن ملت ودولت معین ومشخص نگردیده است وآن هم درسطح بالای دولتی انجام پذیرد از سایر افراد چه انتظاری می توان داشت. رئیس جمهور منتخب ومؤفق کوریای جنوبی به خاطر یک معاملۀ پنهانی به داد گاه کشانده شد وبه زندان رفت و صدراعظم اسرائیل بخاطر این گونه موارد چندین سال است که به دادگاه فرا خوانده می شود و در امریکا دراین هفته، زنی به جرم قتل زن دیگری به اعدام محکوم واعدام شد اما درکشورما نه تنها به همه این جرم وجنایات حساب وکتاب وپاسخگویی نیست بلکه با .....
این بی بند وباری سیاسی واجتماعی واین بده بستان های غیرقانونی وفراقانونی زمانی ازکنترول خارج وبه یک بحران تمام عیاردرکشورتبدیل گشت که ازمحدودۀ رژیم ها ودولت های وابسته به بیگانه خارج وبه سطح دسته جات وگروه ها وسپس به سطح افراد واشخاص سرشناس و امروز به صورت وسیع درهمه سطوح جامعه ومردم گسترش پیدا کرده است. دراین بده- بستان ها هیچ معیار و ملاک و هیچ اصل و اصول وقانون ومقررۀ ملی وبین المللی نه تنها در نظر گرفته نمی شود، بلکه هرگونه ایراد در زمینه به تمسخرهم گرفته می شود، چیزی که در سایر کشورها با زندان های طویل المدت واعدام همراه است. اما درکشوری که نظم ونظام واصل واصول درهیچ یکی از اُرگان هایش سراغ نمی گردد، جنایتکاران جنگی درحفظ وامان وخائنین ملی در رأس قدرت اند وهیچ جرم و جنایتی پیگیری نمی گردد، تا جایی که شتر را در روز روشن ودرپیش چشم همۀ مردم با بار آن به سرقت می برند، کی می تواند بگوید که چرا؟ همین است که این بده بستان ها یه یک امرعادی ومتداول وبه یک تجارت مرغوب وبه یک مسابقۀ ملی وبین المللی بدل گردیده است. افتضاحی درد آورتر این که افراد، دسته جات، گروه ها وجناح ها نه به یک چینل، یک کانال و یا یک کشوربلکه با منابع مختلف، نهادهای مختلف وکشورهای مختلف وحتی کشورهای متضاد پیوند وارتباط نزدیک ومستقیم دارند.